خرید بک لینک
هوا سرد شده .. هوا بیشتر از هر وقته دیگه ای بود دود میده ..

آرزو کرده بودم زمستون اینجا نباشم ... جایی باشم که خیابوناش تزیین شده باشه .. بوی دود نده ... شهر مرده ها نباشه ..

میخواستم روز تولدم اینجا نباشم ... اینجوری که داره پیش میره دارن همه ی آرزوهام و خواسته هام به گا میرن ... مرسی خدا .. دمت گرم که داری میرینی تو همه ی خواسته ها و آرزوهام .. مرسی ..

تو این سنِ کم داغونم کردی ...

دیگه فرقی نمیکنه .. دیگه خیال بافی نمیکنم .. دیگه اعتقاد ندارم به هیچی خدا خودت خواستی .. ازین به بعد دیگه این قلب با سنگ هیچ فرقی نداره ..



برچسب: نویسنده: negar تاريخ: يکشنبه 5 آبان 1392 ساعت: 22:39

صفحه بندی